آدرنو و هورکهایمر
آدرنو درخانواده ثروتمند یهودی- كاتولیكی به دنیا آمد . در كودكی استعدادهای موسیقایی و ذهنی او آشكار بود.پس از به قدرت رسیدن نازی ها، از آلمان به پاریس، اكسفورد ، و سپس به ایالات متحده گریخت وپس از جنگ به آلمان بازگشت.آدرنو كه همواره از ورود به فعالیت سیاسی عملی دوری می جست، به نوشتن ادامه داد ودرباره فرهنگ، جامعه شناسی وزیبایی شناسی از دیدگاه چپ گرا نوشت. این فعالیت قلمی تا زمان مرگش در 1969 ادامه داشت.
روشنگری
در دیالكتیك روشنگری ، آدرنو وهوركهایمر نشان می دهند كه پروژه روشنگری به بن بست رسیده است. قرار بود روشنگری برای بشر آزادی به ارمغان آورد، و مشوق تفكر انتقادی باشد، در صورتی كه تعقل ،استدلال ،معرفت علمی و كنترل سخت گیرانه درزندگی اجتماعی را به همراه آورد. روشنگری به جای آن كه به ایجاد جامعه ای هوشمند و همه جانبه بینجامد، جهانی را به وجود آورد كه با شیوه تنگ نظرانه و عملی تعقل شكل گرفته است. نیروهای بوروكراتیك، فن آورانه و ایدئولوژیك، آزادی بشر را محدود كرده اند ویك جامعه توده وار و مصرف كنندگان منفعل ویك شكل به وجود آورده اند. نخبگان جامعه، برعكس، از بركت این تغییرات ، پایه های قدرت خود را محكم تر كرده اند.
سلطه
سلطه در کنار رهایی از اصطلاحات کانونی در نظریات مکتب فرانکفورت به حساب می آید. آدرنو و هورکهایمر صنعت فرهنگ را به عنوان یکی از مهمترین ویژگی های عصر سلطه عقلانیت ابرازی توصیف کرده و می گویند که در عصر سرمایه داری متاخر،تلفیق فرهنگ با سرگرمی و بازی، فرهنگ توده ای منحطی را بوجود آورده است. مصرف کنندگان صنعت فرهنگی چاره ای ندارند زیرا در ورای افق واقعیت محسوس چیزی نمی بینند.کارکرد اصلی صنعت فرهنگی،در عصر سرمایه داری پیشرفته،از میان برداشتن هر گونه امکان مخالفت اساسی با ساخت سلطه موجود است.جامعه ای که در چنبر صنعت فرهنگی در غلتیده باشد، هر گونه نیروی رهایی بخش را از دست می دهد. بیشتر نظرات این دو بر ساختار تکنولوژیک جوامع صنعتی و رونق سلطه گرایانه آن در خلق افکار عمومی مبتنی است. در ارتباطات نوین جهانی،کارکرد پنهان وسایل ارتباط جمعی،فریب انسان مدرن است.
صنایع فرهنگی
بحث های آدرنو درباره ”صنایع فرهنگی“ و نقدی که بر فرهنگ توده به عمل آورده است بیش از هر چیزی شهرت یافته است.او به همراه همکارش هورکهایمر که مانند وی از اعضاء مکتب فرانکفورت است در این حوزه به فعالیت پرداختند. ازنظرآنها صنایع فرهنگی بخش جدیدی از صنعت موسسات اطلاع رسانی مانند رادیو،مطبوعات و سینماست که برای به نتیجه رساندن منافع صاحبان صنایع به کار می افتد. در نتیجه این صنایع فرهنگی باعث تولید تخدیر کننده محصولات فرهنگی،ایجاد بازارهای وسیع تر تجاری و سازگاری سیاسی شده است. به عبارتی فرهنگ توده ای، حاصل فرهنگ منفعل واسیر کننده است. به نظر آدرنو و هورکهایمر صنایع فرهنگی علاوه بر آن که انسانهایی شبیه مردگان متحرک ایجاد می کنند و جامعه ای به وجود می آورد که به طور خستگی ناپذیری یک ”جامعه توده“ سرگرم شونده است که ایدئولوژی های طرفدار سرمایه داری را نیزاشاعه می دهند.پیام هایی درباره هم رنگ شدن با جماعت،مصرف کردن، سخت کوشی در کار و کسب دستاورد انفرادی از ویژگی های محصولات فرهنگی هستند. این موارد به ایجاد انگیزه در نیروی کار و پیشگیری از عمل جمعی کمک می کنند.
فرهنگ توده ای
به نظر آدرنو و هورکهایمر تنها گریز راه انسان آگاه امروز است.در حقیقت نظرات آنها بیشتر ناظر بر ساختار تکنولوژیک فرهنگ جوامع صنعتی و نقش سلطه گرایانه آن در خلق افکار عمومی است.آنها بر کارکرد منفی و پنهان وسیله ارتباطی تکیه زده اند و معتقدند،این مقوله به آسانی توسط یک مشاهده گر سطحی دیده نمی شود.آنها انتقادهایی بر صنایع فرهنگی ایراد کردند.به نظرآنهاصنایع فرهنگی همان چیزی را که معمولا“ فرهنگ توده ای می نامند تولید می کند.
آدرنو و هرکهایمر دو نگرانی عمده درفرهنگ توده ای داشتند:
l نگران دروغ بودن این فرهنگ هستند.
l از تاثیرات سرکوبگر و بی حس کننده این فرهنگ بر مردم هراسانند.
l از نظر آنها این فرهنگ باعث درهم ریختگی شعور انسانها می شود وضعیتی که به راحتی نمی توان آنها را آگاه کرد.
l تسلط صنایع فرهنگی به جایی رسیده است که دیگر تسلط نیست و انسان ها احساس می کنند که جهان همان چیزی است که برای آنها ساخته شده است.
دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور