پایان نامه

با سلام خدمت همه دوستان

این دانشگاه تا امروز نشون داده که چقدر دقیق!!! منظم!!!آنلاین!!! و به معنی واقعی کلمه ارتباطاتی هست که بر مبنای جامعه اطلاعاتی و شبکه ای و... خلاصه دیگه .... هیچ کاری ازشون بعید نیست ...

در مورد اجبار به پایان نامه هم حق با دوستان هست.دانشگاه نباید برای این ترم  این موضوع رو اجباری کنه.از طرفی شاید بعضی از دوستان مایل به این کار باشن.برای همین پیشنهاد می کنم تو همین وبلاگ نظر سنجی بشه تا رای اکثریت اعمال بشه و بعداً حرفمون دوتا نشه که دانشگاه سوء استفاده بکنه.


میشل فوکو(احمدافروز)

فوکو کیست؟ مشکلی که در این زمینه مطرح می شود این است که فوکو را نمی توان متفکری با حوزه علایق فکری خاصی دانست و در نتیجه، افکار او را در یک زمینه خاص، مورد توجه قرار داد. آیا او بیشتر به فلاسفه شباهت دارد؟ که پاسخ اولیه مثبت است. او زمان بسیاری از دوران جوانی خود را صرف آموختن فلسفه نمود و فلسفه نیز تدریس کرد؛ اما چرا او بیش از آن که به عنوان یک فیلسوف درباره افلاطون، ارسطو، دکارت یا کانت بنویسد، درباره تاریخ جنون و پزشکی، زندان و جنسیت نوشت؟ آیا او بیشتر تاریخد ان است تا فیلسوف؟ پاسخ در این جا نیز مثبت است. او تاریخدان اندیشه هاست و بیش از یک دهه، وقت خود را صرف تحلیل روش های تاریخی در حوزه اندیشه سیاسی نمود. هرچند او رهیافتی متفاوت و متمایز با سایر تاریخدانان دارد. همچنین از آن جایی که فوکو جهت گیری فکری خود را تغییر می دهد و تحت تأثیر سنت های فکری گوناگونی است، به عنوان متفکری «کثیرالوجه» شناخته شده است. «در تعابیر گوناگونی، او را «فرزند ناخلف ساختگرایی»، «دیرینه شناس فرهنگ غرب»، «پوچ انگار» و «ویرانگر علوم اجتماعی رایج» خوانده اند. مرزهای اصلی اندیشه فوکو از لحاظ روش شناختی، در ارتباط با ساختگرایی، پدیدارشناسی و هرمنوتیک قرار می گیرد. در نتیجه، ضروری است که براب درک بهتر اندیشه های فوکو، نگاهی اجمالی به این جریانات فکری لازم بیافکنیم.

ادامه نوشته