ادگار مورَن (به فرانسوی: Edgar Morin)
شرح احوال
ادگار مورن ، در 8 جولاي 1921 در شهر پاريس فرانسه به دنيا آمد. او در رشتههاي تاريخ، جامعه شناسي، اقتصاد، فلسفه، داراي مطالعات دانشگاهي است و همچنين دانشآموختة جغرافيا و حقوق ميباشد (1942)
در جريان جنگ جهاني دوّم داوطلبانه به نيروهاي فرانسوي پيوست و ستوان ارتش بود (44-1942). پس از جنگ نيز به عنوان مشاور ارشد قواي فرانسه در آلمان به فعاليت پرداخت. او سرپرست ادارة تبليغات و مديريت اطلاعات ارتش فرانسه بود. در همين ايام (1946) نخستين كتابش، سال صفر آلمان، را منتشر كرد.
از سال 1947 به فعاليتهاي مطبوعاتي و روزنامهنگاري در پاريس روي آورد و دومين كتابش، انسان و مرگ، را به رشتة تحرير درآورد. در سالهاي 89-1973 مدير مركز مطالعات جامعهشناسي، مردمشناسي و سياست بود. در راستاي فعاليتهاي فرهنگي و انسانياش مديركل بخش فرهنگي يونسكو در اروپا شد.
دكتراي افتخاري از چند دانشگاه ايتاليا، فرانسه و اسپانيا را دارد. همچنين مدالها و نشانهاي بسياري از مجامع مختلف اروپايي دريافت كرده است.
او را به راحتي نميتوان در تقسيمبنديهاي مرسوم امروزين جاي داد. ماركسيستي بوده كه در جهت تعديل و تصحيح آرائش برآمده و اكنون به قول خودش ديگر نميتوان ماركسيستش ناميد. چه بسا او اگزيستانسياليستي باشد كه در پي يك ايمان تازه است كه برآمده از خويش است و نجات بخش انسان. او خود را از تبار پاسكال ميداند و معتقد است كه او دانشمندي عقلباور، مذهبيِ شكآور و عارفي بزرگ از رهروان مونتني بود.
او به عقل مدرن بسيار مشكوك است و پارادايم حاكم بر آن را پارادايم سادگي و سادهانگاري مينامد و در مقابل پارادايم پيچيدگي را ميافرازد. ويژگي خود را اينگونه ميداند كه انسان را در ساحتي فراتر از تحميلي سادهانگارانه به چالش ميگيرد و او را به هيچ چيز فرونميكاهد.
مفهوم انسانی هویت از دیدگاه ادگار مورن
محور سخنان آقاى مورن «انسان چیست و با چه شیوهاى مىتوان او را شناخت؟» مىباشد . ایشان با رد شیوه رایج تعریف انسان که وى را درون جامعه تعریف مىکند، مىگوید: «ما انسان را نه مىتوانیم در فردیتش بفهمیم، نه در نوع بودنش و نه در جامعهاش; زیرا در رابطه با انسان با سه مفهوم «فرد» ، «نوع» و «جامعه» روبهرو هستیم و رابطه بین این سه مفهوم غیرقابل تفکیک است; درحالىکه نشانه مدرنیسم و جامعه مدرن، تاکید بر تفکیک است» . ایشان همچنین با اشاره به دیدگاه تکنسینها و تکنوکراتها که بر این باورند که مىتوان از انسان چیزى ساخت که قابل پیشبینى باشد، مىگویند: «دقیقا، هویت انسان چیزى خلاف این است .»
در بخش دیگرى به نظریات در باب چیستى انسان اشاره دارد که این سه نظریه را ذکر و رد مىنماید . در دیدگاه اول، انسان یک «لوگوس» ، یعنى جانورى منطقى است . انسان در دیدگاه دوم «ابزار ساز» است و سومین دیدگاه انسان را موجودى اقتصادى مىداند که بر اساس منطق سود و زیان عمل مىکند . در رد سه نظریه مىگوید: «بر اساس مطالعات روانشناختى، در حال دقیقترین محاسبات ریاضى، بخشى از مغز ما که در آن سلولهاى عاطفى فعالیت مىکنند، وارد عمل مىشوند; پس نمىتوان گفت انسان صددرصد منطقى است . ابزارسازى هم تنها مربوط به انسان مدرن نیست; بلکه این قابلیت در انسانهاى پیشین نیز بوده است» . از نظر ایشان، انسان مجموعه اینها و روابط درونى بین اینهاست و مىگوید: «من به وجود یک «چندگانگى» در انسان معتقدم . ما در هر «من» ى نه تنها یک چندگانگى برونى داریم، بلکه داراى یک چندگانگى درونى نیز هستیم . به نظر من چیزى که انسانیت را به انسانیتبدل مىکند، نظم و منطق و ماشینى بودن انسان نیست; بلکه یک نوع خلاف جریان شنا کردن انسان است که به انسانیت او شکل مىدهد; چنانکه پیامبران همیشه خلاف جریان عمل مىکردند» .
نظر ادگار مورن درباره صنایع فرهنگی
جامع ترین اثر انتقادی در مورد صنایع فرهنگی و فرهنگ توده متعلق به مورن جامعه شناس و فیلسوف فرانسوی است.وی در سال 1962 ، کتابی به نام روح زمان یا زمان زدگی انتشار داد.به عقیده وی ، دنیا در پایان قرن 19 ، به پایان نخستین استعمار یعنی استعمار مادی و جغرافیایی رسید و در قرن 20 شاهد استعمار اندیشه انسانی است.او پس از معرفی استعمار نو و مشخصات تکنولوژیکی و بوروکراتیک و سرمایه داری آن ، عوارض خاص فرهنگ توده را بررسی می کند.
وی معتقد است که کالاهای فرهنگی عرضه شده از سوی صنایع فرهنگی جدید در واقع فرهنگ مبتذل و سطحی است که در اختیار مشتریان انبوه قرار می گیرد و ضرورتهای بازار ، ابتکار هنری را از بین برده است.ادگار مورن در این باره ستاره پرستی را مثال می زند که تقلید افراد خصوصا جوانان را از ستاره های هنری و ورزشی خصوصا سینما آنان را با دو اصل معروف روان شناسی همانند جویی و همزاد پنداری و فرافکنی روبرو می کند.او در نهایت نتیجه می گیرد که نظام موجود جوامع غربی با استفاده از آثار تخدیری و غیر سیاسی کردن و زمان زده کردن بیشتر افراد دوام خود را استوارتر کرده است.
ادگار مورن معتقد است که به جای نویسنده در مطبوعات و رسانه های جدید نویسا داریم .چنین فرهنگی که عمدتا از رسانه ها تراوش می شود مبتنی بر ستاره پرستی و شخصیت سازی است تا با تولیدی ظاهری و خود فراموشی جامعه افراد را در ارضای دو نیاز تقویت شده یاری می دهد: نیاز به همانند جویی و نیاز به فرافکنی.
زمان زدگی از نظر مورن در چنین جامعه ای به معنای غیر اساسی شدن جامعه تحت تاثیر آثار فرهنگ توده است.
آثار ادگار مورن :
اولین اثر: «انسان و مرگ» (۱۹۵۱ میلادی)
سرمشق گمشده - ترجمه علی اسدی- نشر سروش -چاپ اول 1370
درآمدی بر اندیشه پیچیده- ترجمه افشین جهاندیده- نشر نی - چاپ اول 1379
روش (جلد اول) (طبیعت طبیعت)- ترجمه علی اسدی- نشر سروش - چاپ اول 1374
روش (جلد دوم) (حیات حیات)- ترجمه علی اسدی- نشر سروش - چاپ اول 1374
روش (جلد سوم) (دانش دانش) - ترجمه علی اسدی - نشر سروش - چاپ اول 1374
روش ( جلد چهارم) (اندیشه ها)
روش (جلد پنجم)(هویت انسانی)- ترجمه امیر نیک پی - فائزه محمدی- نشر قصیده سرا- چاپ سوم 1384
روش (جلد ششم) (اخلاق پیچیده)
آموزش برای دوران جهانی-ترجمه عباس باقری- نشرعلم - چاپ اول 1388
امتحان نظریه ها : تایید تاریخ 26 دی توسط استاد
درخواست
ضمنا دكتر مسعودي اين وبلاگ را در لينك هاي روزانه وبلاگشان لينك كرده اند.
درباره امتحان نظریه ها
امتحان نظریه ها و مطالب تدریس شده در کلاس کامپیوتر
درباره مطالب مطروحه در کلاس کامپیوتر
استاد احمری از نرم افزار اکسل ، دستورهای count و countif و if و جزییاتشان را درس داده و از نرم افزار پاورپوینت محتویات اسلاید ، اسلاید دیزاین، اسلاید ترنسیژن ، کاستم انیمیشن ، اضافه کردن چارت ، اضافه کردن اتو شیپ و 3d افکت و insert hyperlink را درس داده است. اینها چیزهایی است که من می دانم ، لطفا مطالب کلاس های بعدی را به اینها اضافه کرده و در مطلب جدیدی در وبلاگ بگذارید.
دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی کشور