دیک هبدیج در سال 1951 متولد شد. وی از نظریه پردازان مطالعات فرهنگی بریتانیایی است که در سه حوزه فرهنگ جوانان، خرده فرهنگ و فرهنگ مقاومت فعالیت داشته است.

هبدیج به خاطر مطالعه خرده فرهنگ‌ها و همچنین کتاب "خرده فرهنگ: معنای سبک" که در سال 1979 منتشر شد، شناخته شده است. وی تا اواسط دهه 70 در مدارس هنر تدریس می کرد. و زمانی هم مدیر برنامه نوشتن آزمایشی در موسسه هنری کالیفرنیا بوده است. او اخیرا در دانشگاه کالیفرنیا، سنتا باربارا، به عنوان پروفسور و در زمینه  فیلم و مطالعات رسانه ای  و هنر مشغول است.

اعضای گروه بیرمنگام که هبدیج هم از نظریه پردازان این گروه به شمار می‌آید؛ از رویه‌های روزمره گروه‌های خرده فرهنگی دفاع می‌کردند؛ دفاع از رویه‌هایی چون فعالیت‌ها، طرز لباس پوشیدن، کدها، استعمال مواد مخدر و غیره که آن را نوعی فرهنگ مقاومت مبتنی بر زمینه‌های روابط طبقاتی می‌شمردند. استدلال می‌شد که اینها پاسخ‌هایی نمادین و خیالی به شرایط عینی‌ای از قبیل بیکاری، مصرف‌گرایی و از خودبیگانگی هستند. کتاب دیک هبدیج با عنوان "خرده فرهنگ: معنای سبک" این استدلال را پروراند. وی تاکید می کند که :" سبک در خرده فرهنگ، آبستن معنا و اهمیت است... و فرایند هنجارسازی را می گسلد. به عبارت دقیق تر خرده فرهنگ‌ها اطوار و حرکاتی به سوی کلام هستند که قانون " اکثریت خاموش را زیر پا می‌گذارند، که اصل وحدت و انسجام را به چالش می‌گیرند که در تناقض با اسطوره اجماع قرار می‌گیرند."

این مضمون، شاید به بهترین شکل، در بحث هبدیج راجع به پانک نشان داده شده است. هبدیج به شیوه‌های استفاده پانک از چیز‌هایی پرزرق و برق، وقیح، بت واره و جلف، به سبک‌های رقص پانکی، مانند پوگو که در عین حال مینی مالیستی و بی‌معنا و پوچ‌اند؛ و به شیوه‌هایی که نوازندگان بدان طریق هرگونه تبحر در نواختن موسیقی را به کناری می‌نهند و الی آخر به چشم تایید می‌نگرد. هرچند که این رمزگان‌های خرده فرهنگی می‌توانند بی معنی، موهن و گستاخانه یا کودکانه (در چشم غیر پانکی‌ها) جلوه کنند، معهذا می‌توانند همچون واکنشی هوشمندانه و خلاقانه تفسیر شوند که هدفش به تمسخر گرفتن و وارونه ساختن بدنه اصلی هنجارها و ارزش‌ها مورد قبول جامعه است. به این ترتیب از نظر هبیج، " شعور و حساسیتی که سبک پانک تجسم بخش آن است، اساساً مختل شده، وارونه گو و آگاه از خود است."

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.