ماكس وبر

وبر از بنيانگذاران جامعه شناسي محسوب مي شود

اثر معروفش اقتصاد و جامعه نام دارد

ماكس وبر جامعه شناسي را علم كنش اجتماعي مي دانست

انواع كنش اجتماعي از نظر وبر

1-            كنش مبتني بر هدف

2-            كنش مبتني بر ارزش

3-            كنش عاطفي

4-            كنش سنتي

وبر سه نوع نظام اقتدار را از هم جدا كرد

1-            اقتدار سنتي

2-            اقتدار فرهمندانه

3-            اقتدار عقلاني

عقلانيت

يكي از مفاهيمي كه وبر به آن توجه بسيار داشت مفهوم عقلانيت ميباشد.به عقيده وي روند جوامع در فرآيند تاريخي به سوي عقلاني شدن زندگي جمعي و روابط اجتماعي در حركت است. وبر پيش بيني كرد كه اين روند عقلاني شدن سبب تغيير روابط و مناسبات ميان افراد در جامعه شده و باعث ميشود ماهيت روابط و قوانين در جامعه و سازمان دهي امور اجتماعي از سنتي به عقلاني تبديل ميشود.

كارل ماركس

اثر معروفش , سرمايه داري نام دارد.

الگوي زير بنا, روبنا از اوست كه فرهنگ , سياست, قانون و ... به عنوان پديده ي رو بنايي.

از انديشمندان قبل از خود مانند هكل, پرودن , فوئر باخ و كانت تاثير پذيرفته.

ازهكل , دياكلتيك را پذيرفته و از پرودن , ماترياليسم, از كانت آزادي خواهي و از فوئر باخ نظريه اقتصادي را پذيرفت.

تقسيم جامعه بشري از نظر ماركس

1-كمون اوليه

2-جامعه برده داري

3-جامعه فئودالي

4-جامعه سرمايه داري

اساس ماركس پنج اصل است

1-         پرولتاريا انقلابي ترين طبقه اجتماعي است

2-         رهبري اين طبقه مي بايست از طريق حزب كمونيست اعمال شود.

3-         اين حزب مي بايست قدرت سياسي را به دست بگيرد و ديكتاتوري پرولتاريا بر قرار كند.

4-         اين دولت مي بايست همه چيز را ملي كند در نتيجه مالكيت خصوصي را با مالكيت عمومي از طريق مالكيت دولتي نفي كند.

5-سوسياليسم محو ميشود و عصر كمونيسم متولد مي شود.