اومبرتو اكو Umberto Eco
یکی از مهمترین فیلسوفان و نویسندگان معاصر که از اسپرانتو پشتیبانی کرده، و زبان به تمجید از آن گشوده است، استاد مسلم نشانهشناسی در دنیا، پروفسور اومبِرتو اِکو است که دارای 31 دکترای افتخاری از دانشگاههای گوناگون جهان است و کتابهایش به بسیاری از زبانها ترجمه شده است
پروفسور اومبِرتو اِکو (-1932) فیلسوف و نویسندهی معاصر ایتالیایی، و بدون شک یکی از بزرگترین سِمیولوژیستها یا نشانهشناسهای جهان. وی از سال 1975 تا کنون استاد نشانهشناسی در دانشگاه بولونیا بوده است. اکو علاوهبر مدارک عالی دانشگاهی در رشتههای فلسفه، زیباییشناسی و نشانهشناسی از دانشگاههای ایتالیا، دارای 31 دکترای افتخاری از دانشگاههای معتبر دیگرِ جهان، در کشورهایی مانند انگلستان، آلمان، آمریکا، فرانسه، دانمارک و یونان است. وی تاکنون در دانشگاههای بسیاری، ازجمله آکسفورد، یِیل، کلمبیا، نیویورک، بولونیا و تورنتو به تدریس پرداخته است.
اِکو که در اَلِساندریا در پییِدمونت (Piedmont) ایتالیا بهدنیا آمد، دارای طیف بسیار وسیعی از آثار موفق و پرفروش در جهان است، از کتابهای کودکان گرفته تا رمانهای فلسفی و آثار علمی و پژوهشی در زمینههایی مانند زبانشناسی، نشانهشناسی و فلسفه. در اینجا بهاختصار به معرفی انواع این آثار او و ویژگیهای آن میپردازیم.
کاربرد استادانهی زبان و نمادها و نشانهها در آثار اکو، و نحوهی بدیعِ روایت داستان همراه با معماها، اشارات و ارجاعات رمزآمیز، از ویژگیهای اصلی سبک نگارش اوست. نخستین رمان اکو تحت عنوان نام گل سرخ (Il nome della rosa)، که در سال 1980 منتشر شد، داستانی چندبُعدی است، بهنحوی که در بینِ دوستداران آن، هم خوانندگانی پیدا میشوند که به فلسفه علاقهمندند و هم کسانی که به زبانشناسی و ریاضیات عشق میورزند، و هم افرادی که نوشتههای کلاسیک و یا حتی پسامدرن یا پستمدرن را ترجیح میدهند. وقایع این اثر در قرون وسطی اتفاق میافتد. این کتاب به بسیاری از زبانهای جهان ترجمه شده و از آثار پرفروش دنیا بهشمار میرود. براساس این کتاب فیلمی سینمایی نیز به کارگردانی جین-جکس آناود (Jean-Jacques Annaud) و بازیگریِ شون کانِری (Sean Connery) در سال 1986 ساخته شد.
دومین رمان اکو نیز، که پاندول فوکو (Il pendolo di Foucault) نام دارد، و در سال 1988 منتشر شد، از موفقیتی جهانی برخوردار گردید. آثار اومبرتو اکو بهخوبی تصویرگر مفهوم فرامتنی در تئوری ادبیاتِ پسامدرن است. به عبارت دیگر نوشتههای او بهخوبی نشانگرِ وجود ارتباطات یا ارجاعات متقابل در بین آثار ادبی گوناگون و تعابیر مختلفِ آنها است. بهعنوان مثال، پاندول فوکو اشارات و ارجاعاتی کاملاً مشخص به آثار خورخه لوئیس بورخه (Jorge Luis Borges)، اچ پی لاوکرافت (H.P. Lovecraft)، توماس پینکن (Thomas Pynchon)، میلوراد پاویک (Milorad Pavic) و روبرت آنتون ویلسون (Robert Anton Wilson) دارد. (همانطور که کتاب پاندول فوکو نیز به نوبهی خود صحنه را برای نسل کتابهای مهیج و تاریخیِ بعد از خود، مانند رمانِ رمزِ داوینچی (The Da Vinci code) آماده ساخت.) جالب اینجا است که اکو اینگونه ارجاعات فرامتنی را حتی مابین کتابهای تخیلی و کتابهای غیرتخیلی خود نیز بهوجود آورده است. بهعنوان مثال، بسیاری از نکاتی که در رمان پاندول فوکو وجود داشت، در کتاب علمی-پژوهشیِ بعدی او تحت عنوانِ جستجو برای زبان کامل در فرهنگ اروپا – که در زیر به آن خواهیم پرداخت - دربارهی آن بحث شده است.
رمانهای اِکو که با استقبالی جهانی روبرو شد، توسط کارگردانان و هنرپیشههای معروف سینما به فیلم نیز تبدیل گشت.
تا کنون پنج رمان از اکو منتشر شده است که جدیدترین آن، شعلهی مرموز ملکه لوانا (La misteriosa fiamma della regina Loana) نام دارد که اخیراً در ایتالیا چاپ شده و نخستین ترجمهی آن در ماه جون 2005 به بازار خواهد آمد. این کتاب در بارهی مردی است که پس از یک حادثه، حافظهی خود را از دست میدهد و برای بهخاطر آوردنِ خود، راهیِ خانهی کودکیِ خویش میگردد تا از طریق آلبوم عکسها، دفتر خاطرات پدربزرگ و غیره بر فراموشیاش فایق آید.
از آنجا که اکو نامدارترین نشانهشناس جهان است، و از سال 1988 رئیس مرکز بینالمللی مطالعات نشانهشناختی و شناختاری در دانشگاه سانمارینو نیز بوده است، بیمناسبت نیست که در اینجا اندکی نیز به سِمیولوژی یا نشانهشناسی بپردازیم. واژهی سمیوتیک (semeiotike) نخستین بار در سال 1690 توسط جان لاک (1704-1632)، فیلسوف انگلیسی، در مقالهای درباب ادراک انسانی (An essay concerning human understanding) بهکار رفته است. ریشهی یونانی این واژه semeion بهمعنی علامت یا نشانه است. از نظر لاک کلِ علم را میتوان به سه بخش اصلی تقسیمبندی کرد:
1- فیزیک: "آگاهی نسبت به اشیا، بهگونهای که در وجود خاص خودشان هستند، بنیان یا ترکیب آنها، ویژگیهای آنها و ..."
2- (شیوهی) عمل: "مهارت بهکارگیریِ صحیح از قدرتها و اعمال خودمان"
3- نشانهشناسی (semeiotike): "آموزه یا اصول علائم یا نشانهها، که معمولیترین آن واژهها است، و اصطلاح منطق (logike) نیز در مورد آن مصداق دارد، و عملکرد آن ملاحظه و بررسیِ طبیعتِ علائم یا نشانههاست، که ذهن برای درک و فهم اشیا، یا انتقال آگاهیِ مربوط به آن، از آن بهره میگیرد."
بنابر این، نشانهشناسی عبارت است از مطالعه و بررسیِ علائم یا نشانهها و نظامهای علامتی یا نشانهای که شامل پژوهش در ادراک یا فهم، پیشبینی و معنی است: چگونه است که ما دنیا را درک میکنیم، دست به پیشبینی میزنیم، و معنی را بهوجود میآوریم یا توسعه میبخشیم. فرایندی که منجر به ایجادِ معنی از ادراک ما از جهان - توسط علائم – میگردد، نشانگی یا علامتاگی (semeiosis/semiosis) نامیده میشود.
کتابهایی که اکو در زمینههای فلسفه، نشانهشناسی، زبانشناسی و زیباییشناسی نوشته است بالغ بر 20 اثر است که در اینجا تنها به نام چند عدد از آنها اشاره میشود و به یکی از آنها – که به زبان اسپرانتو نیز مربوط میگردد – بیشتر خواهیم پرداخت:
1- نشانهشناسی و فلسفهی زبان، 1984 (Semiotica e filosofia del linguaggio)
2- محدودیتهای ترجمه، 1990 (I limiti dell’ interpretazione)
3- جستجو برای زبان کامل در فرهنگ اروپا، 1993 (La ricerca della lingua perfetta nella cultura europea)
4- تاریخِ زیبایی، 2004 (Storia della bellezza)
در کتابِ جستجو برای زبان کامل، که بهعقیدهی برخی بهترین بررسی دربارهی تاریخ و تئوریِ زبانشناسی است، اکو بسیاری از کوششهایی را که در طول تاریخ برای دستیابی به زبانی کامل انجام شده، مورد بررسی و نقد قرار داده است. درمورد اعتبار و اهمیت بسزای این کتاب، شاید ذکر همین نکته کافی باشد که این اثر به بسیاری از زبانهای جهان – ازجمله به زبان اسپرانتو – ترجمه شده و کتابهای معتبر بسیاری نیز به آن ارجاع دادهاند، از آن جمله است:
1- زبانها در دنیایی که درحال جهانی شدن است اثر ژاک مورا (Jacques Maurais)
2- راهنمای راتلج برای زبانشناسی و نشانهشناسی اثر پل کابْلی (Paul Cabley)
3- ریاضیات و ریشههای تفکر پسامدرن اثر ولادیمیر تاسیک (Vladimir Tasic)
4- تاریخ زبان انگلیسی: رهیافتی زبان-جامعهشناختی (A history of English: a sociolinguistic approach)، اثر باربارا فنل (Barbara Fennell)
در بخش 16 این کتاب، که عنوان آن زبانهای بینالمللی کمکی (La internaciaj helplingvoj) است، اکو بهطور نسبتاً مفصلی به معرفی زبان اسپرانتو و ویژگیهای آن میپردازد. سیلوان زَفت (Sylvan Zaft) در فصل 16 کتاب انگلیسیِ خود بهنام اسپرانتو: زبانی برای دهکدهی جهانی (Esperanto: A language for the global village) در باره اکو و نظرش درمورد اسپرانتو و خالق آن، دکتر زامنهوف، چنین مینویسد:
"اومبرتو اکو، نشانهشناس ایتالیایی، اسپرانتو را بهعنوان یک شاهکار مورد تمجید خود قرار داده است. وی به این نکته اشاره میکند که زامنهوف غالباً ترجیح داده است که گرامر زباناش را قدرتمندتر گرداند تا اینکه ساده بودن آنرا بهبهای بازدهیِ کمتر مدنظر قرار دهد. بهعنوان مثالی در این زمینه، اکو به پایانهی مفعولی (accusative ending) اشاره میکند."
اومبرتو اِکو در کتاب معروف جستجو برای زبان کامل، پژوهش خود را دربارهی زبان ایدهآل از برج بابل و حتی قبل از آن شروع میکند و بررسیاش را تا ابداع زبان اسپرانتو و حتی پس از آن ادامه میدهد. این کتاب معتبرِ تاریخ و تئوریِ زبانشناسی به بسیاری از زبانها ازجمله اسپرانتو و انگلیسی ترجمه شده است. کاریکاتور فوق در روزنامهی لوموند چاپ پاریس بهتاریخ 12/6/2003 درج شده است: "ولی (با اسپرانتو فایق آمدن بر مشکل زبان یا برج بابل در اتحادیهی اروپای) آسان است!"
اکو فصل اولِ این کتاب خود را تحت عنوان از آدم تا کنفسیوس، چنین آغاز میکند:
"داستان ما دارای یک برتری نسبت به بسیاری از داستانهای دیگران است: میتواند از آغاز شروع شود. خداوند قبل از همهی چیزها صحبت کرد و گفت، ’نور وجود داشته باشد.‘ به این ترتیب او هم آسمان و هم زمین را آفرید؛ با بیان این کلام الهی، ’نور وجود داشت‘ (آفرینش 4-1:3). بنابراین خودِ خلقت توسط فرایندِ گفتار بهوجود آمد؛ تنها با نام دادن به چیزها است که خداوند آنها را خلق کرده و به آنان مرتبهی وجودی اعطا کرده است: ’و خداوند روشنایی را روز نامید؛ وی تاریکی را شب نام نهاد ... و خداوندگار (رواق) آسمان را عرش نامید.‘" (8 و 1:5)
در فصل آفرینش (17-2:16)، خداوند برای نخستین بار با انسان سخن میگوید، و تمامی چیزها را در بهشت روی زمین در اختیار او قرار میدهد، با وصف این ، به او فرمان میدهد که از میوهی درخت دانشِ خوبی و بدی، نخورد. به ما گفته نشده است که خداوند با چه زبانی با آدم صحبت کرد..."
به این ترتیب اکو از آغاز شروع میکند و در طول فصول 17 گانهی کتاباش در جستجوی زبان کامل از جمله، به زبانهای تصویری، جادویی، رمزآمیز، و زبانهای فلسفیِ انتزاعی و نزدیک شدن تدریجی آنها به زبانهای طبیعی و بالاخره زبانهای بینالمللیِ کمکی – که شامل اسپرانتو نیز میشود – میپردازد. دیگر از مواردی که شدتِ ایجاز را در نحوهی ارائهی او نشان میدهد، حجم حدود 400 صفحهایِ این کتاب است که جستجو برای زبان کامل را در طی چندین هزاره نقل و نقد میکند. البته همانطور که در نامِ کامل این کتاب نیز آمده، تمرکز اصلیِ پژوهش اکو محدود به اروپا است و کوششها و نوآوریهایی که در دیگر نقاط جهان – از جمله آسیا و ایران – انجام شده است را منعکس نمیکند.
در سایت روزنامهی معروف لوموند دیپاماتیک – که بهزبان اسپرانتو نیز منتشر میشود - آمده است که در این کتاب:
"اومبرتو اِکو به ارائهی انواع و اقسام کوششهای متفاوت برای آفرینش، بازآفرینی یا بازیابیِ زبانی که از نظر فلسفی از زبانهای طبیعی مناسبتر باشد، میپردازد. همراه با بخشی بسیار مثبت دربارهی اسپرانتو و امکانات این زبان بینالمللیِ کمکی."
بنابر یک نشریهی اسپرانتوزبان بهنامِ رویدادها (Eventoj)، که بهصورت الکترونیکی نیز در اینترنت بهرایگان منتشر میشود، شروعِ جانبداریِ اومبرتو اکو از زبان اسپرانتو، مربوط به زمانی میشود که:
"او در اکتبر (سال 1992) یک دورهی آموزشی 26 ساعته را در کالج فرانسه (College de France) آغاز کرد، نهادی ویژه متشکل از پروفسورهای رشتههای گوناگون در عالیترین سطوح علمی (که بسیاری از آنها از برندگان جایزهی نوبل نیز هستند) و هر ساله دورههای آموزشیِ اختیاری در آنجا برگزار میکنند، که استفاده از آن برای عموم آزاد است. کلاس اومبرتو اکو شرکتکنندگان بسیار زیادی را بهسوی خود جذب کرد، حتی تعداد زیادی از ایشان مجبور بودند که در حیاط، و از طریق بلندگوها، به سخنان او گوش فرا دهند. عنوان این دورهی آموزشی ’کوشش برای زبان کامل در فرهنگ اروپا‘ بود... (پس از آن) در مقالهای در نشریهی ایتالیائیِ لِسپرِسو (L’ Espresso) بهتاریخ 11 اکتبر 1993 تحت عنوان ’مترجمین، اروپای آینده به شما احتیاج دارد‘، اومبرتو اکو اظهار میدارد که بهخاطر گرایشهای موجود در اروپای فعلی، و ازدیاد زبانهای مورد استفاده، هیچ زبانی در این موقعیت جرأت ادعای استیلا یافتن را ندارد، حتی اگر عجالتاً بهخاطر موقعیت پیشآمده از انگلیسی استفاده میشود. با وصف این، میتوان تصور یک زبان واسطه و قابل استفاده در پارلمانِ اروپا، فرودگاهها، همایشها، و مانند آنرا کرد، و بهنظر او زبان اسپرانتو برای این منظور مناسب است. اینکار باعث پیشگیری از این امر میگردد که ملل گوناگون بخواهند زبان خود را بر دیگران تحمیل کنند....
در 7 دسامبر روزنامههای متعددی در اسپانیا با تیترهای درشتِ سرمقالههای خود اعلام کردند که اومبرتو اکو در یک سخنرانی در گالِگیو (Galegio) از اسپرانتو پشتیبانی کرده است. وی اذعان داشته بود که: ’ضروری است که از یک زبان کمکی مانند اسپرانتو استفاده شود‘، و از ’فقدان تصمیمی سیاسی‘ با این هدف که بهکارگیری از این زبانرا ممکن گرداند، انتقاد کرد."
همچنین، بنابر خبری در شمارهی 2 سال 2004 مجلهی اینترنتیِ Aŭroro آوْرورو (شفق)، اکو چنین بیان داشته است که:
"من آشکارا این عقیده را بیان داشتهام که اسپرانتو باید نقش مهمتری را بازی کند – اسپرانتو بهخودیِ خود برای حفاظت از زبانهای ملی سودمند است. بله، باید راه موثرتر و مستحکمتری پیدا کرد. من از روی تجربهی شخصیام میگویم که در طول مسافرتهای زیادی که به کشورهای فراوان دارم، بهویژه در فرانسه و آلمان شکوه و شکایتهایی را برضدِ زبان انگلیسی میشنوم، مبنی بر این که نقش این زبان دیگر از حد یک زبان واسطه و پل گام جلوتر گذاشته و تبدیل به یک خطر بزرگِ امپریالیستی برای زبانهای ملی اروپا شده است، زبانهایی که دیگر تسلیم این جریان شدهاند؛ اما من میگویم: این موضوع سادهای است: از کودکان خودتان آغاز کنید! آموزش اسپرانتو را به ایشان شروع کنید، و دیگر خطری وجود نخواهد داشت!"
حمید عشقی