پايان نامه

سلام خدمت همه دوستان ارتباطي مرتبط يا غير مرتبط

از همه عزيزان ميخوام به اين نكته توجه كنند كه ارائه طرح براي پايان نامه اون هم در نيمه اول ترم دوم ديگه كلاس كامپيوتر دو واحدي نيست كه يك جوري جمع و جور شه اينه كه از همه دوستان ميخوام در مورد اين مساله جدي برخورد كنند و نپذيرند حالا از طريق نامه اعتراض يا هر راه كار ديگه .... اگر وبلاگ بچه هاي 88 را بخوانيد ميبيند كه اونها دروس اين ترم ما را ترم 3 پاس كردند بنابراين از هر طرف به اين قضيه نگاه شه كاملا غير منطقيه و نبايد قبول كنيم حداقل تلاش كنيم ..

ممنون

مکتب ساختارگرایی و لویی التوسر

زندگی و اندیشه لویی التوسر

مطالعات انتقادی در ارتباطات، به نقد جایگاه و آثار اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ارتباطات و رسانه‌ها استوار است. مفهوم مشترک تمامی طیفهای متنوع، رهیافتها و رویکردها و نظریه‌های انتقادی از مارکسیسم ارتدکسی و اقتصاد سیاسی رسانه‌ها گرفته تا مکتب فرانکفورت و مطالعات انتقادی و ... مفهوم سلطه است. سلطه اقتصادی، سلطه فرهنگی و ... که توسط رسانه‌ها و ارتباطات، بازتولید، تحکیم و تثبیت می‌شود.

در تمامی مکاتب انتقادی ارتباطات، دو عرصه محل پژوهش و نقد بررسی بوده است. یکی اقتصاد و دیگری فرهنگ.

التوسر نماینده عمده جریان اصالت ساخت و ساختگرایی معاصر بوده است، که در برابر مارکسیم ارتدکس، مارکسیسم رسمی عصر استالین و مارکسیسم فلسفی هگل و مارکسیستهای غربی قرار دارد. اندیشه‌های او در فرانسه واکنش‌های نامساعدی در حزب کمونیست و در بین مارکسیست- لنینیست‌ها ایجاد کرد. او در واقع نه مارکسیست ارتدکس نه تجدیدنظرطلب، نه سوسیال‌دموکرات و نه استالینیست بود. بلکه ادعا می‌کرد که نظریه مارکسیستی را به درجه علمی که بنظر او خالی از هرگونه جریان یا عنصر ایدئولوژیک است، برکشیده است.

التوسر در سال 1948 مانند بسیاری از روشنفکران فرانسوی آن دوران عضو حزب کمونیست شد. از سال 1960 به بعد مطالعاتی عمیق درباره فلسفه کارل مارکس آغاز کرد و مجموعه کارهایش را در سال 1965 در کتابی تحت عنوان" برای مارکس" منتشر نمود. در همان سال کتاب " خواندن سرمایه" که مجموعه مقالاتی در مورد سرمایه مارکس بود نیز منتشر کرد.

از سال 1967 به بعد در پی انتقادهای حزب کمونیست و در پرتو تکوین جنبش کمونیستی بین‌المللی، التوسر در بعضی از مواضع پیشین خود تجدیدنظر کرد و تلاش نمود مبارزه طبقاتی را محور اصلی کار خود قرار دهد بنابراین، او فلسفه را، چنین تعریف کرد: مبارزه طبقاتی در نظریه

التوسر در طول زندگی‌اش به شدت از اختلال روانی دوقطبی رنج می‌برد. از 1963 تحت روانکاوی بود، درمانی که به ارزش عملی آن اعتقاد راسخ داشت و علاقه نظری بسیاری به آن پیدا کرد. در سال 1980 همسرش، هلن ریتمان را زنی جامعه‌شناس که از اعضای سابق نهضت مقاومت بود، خفه کرد و تا آخر عمر در آسایشگاه روانی ماند.

پس از مرگ التوسر در 1990، دهها هزار صفحه متن منتشر نشده، در ارشیو او کشف شد، که در این بین کتابی است با عـــنوان " آینده مدتها خواهد ماند" ، خود زندگی‌نگاری روانکاوانه‌ای است که التوسر در 1985 به عنوان اعتراف‌نامه نوشته است.

نظریات التوسر را می‌توان در 4 دسته تقسیم نمود:

-        مساله گسست معرفت‌شناختی در اندیشه مارکسیسم

-        مشاجره التوسر با دیگر نحله‌های مارکسیستی

-        نظریات ساختارگرایانه او

-        مباحث درباره دولت و ایدئولوژی

التوسر بارها اعلام کرده که کار او تفسیری است- تنها تفسیر صحیح از بین انبوه بدفهمی‌ها از کار مارکس.

همچنین کار التوسر در نقد فرهنگی و ادبی امریکا و بریتانیا از دهه 1970- دهه انقلاب نظری در مطالعات ادبی بسیار مؤثر بوده است. او به منتقدان ادبی امریکا و بریتانیا نوعی نظریه انقلابی در باب جامعه را ارائه کرد. بنظر می‌رسد نقادی ادبی در پرتو کار التوسر توانست برای نخستین بار، هم به لحاظ علمی دقیق باشد و هم به لحاظ سیاسی رادیکال.

التوسر معتقد بود مارکس عامل انقلابی عظیم در علم و فلسفه اجتماعی بود، اما انقلاب او در ابعادی بسیار وسیع، حتی توسط مارکسیستها با بدفهمی‌ مواجه شده است. بنابراین نخستین اثار اصلی التوسر بر محور" بازگشت به مارکس" متمرکز بود.

ادامه نوشته